تبليغاتX
دیـــده
دیده های یک ایرانی در آمریکا

در اینجا وسایل دسته دوم منزل هم بازار خوبی دارد. کم درآمدها به راحتی می توانند این وسایل را با قیمت و کیفیت خوب پیدا کنند. یک وب سایتی هم به نام کریگ لیست هست که وسایل تقریباً نو را با قیمت خیلی خوب می فروشد. یک راه دیگر خرید این وسایل، دست فروشی کنار خیابان است. در اینجا بعضی که می خواهند وسایل خانه خود را عوض کنند، کنار خیابان وسایل خود را به حراج می گذارند. بعضی هم وسایلشان را رایگان در جایی می گذارند که هر کس خواست آن را بردارد که حتی بعضی وقت ها روی آن می نویسند که این شایسته یک خانه قشنگ است. چند روز پیش سر راه دانشگاه با یکی از این دست فروش ها روبرو شدیم. وسایلش تقریباً 10 برابر ارزان تر از وسایل نو بود. مثلاً یک میز و صندلی نسبتاً نو که قیمتش حدود 50 دلار است را 5 دلار می فروخت. یک کتاب آشپزی بزرگ 25 سنت بود.   

       

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:42  توسط الهه علی دوستی | 

در اینجا قیمت بعضی اجناس تقریباً برابر ایران است و بعضی هم گران تر. من سعی کردم لیستی از قیمت مواد غذایی را برایتان بیاورم. این را هم اضافه کنم که قیمت ها بسته به کیفیت و فروشگاه متفاوت است. این نرخ ها، قیمت های معمول و متوسط است. واحد بکار گرفته شده پوند است که معادل 454 گرم است.

انار: 1.5 دلار،   پرتقال: 25 سنت،   گلابی: 1 دلار،    انگور: 50 سنت،    سیب: 1 دلار،   هلو: 1.59دلار،  طالبی: 50 سنت،   هندوانه: 16 سنت،     لیموترش: 25 سنت،      پیاز: 50 سنت،   گوشت قرمز: 2.19تا 3 دلار،    گوشت مرغ:  1.69 دلار،  ماهی: 1.89 دلار،   میگو: 5.69 دلار،  خرما: 3 دلار،  نان لواش: 1.20 دلار،    برنج بسمتی: 75سنت،    پنیر: 3 دلار،  عسل: 5.9 دلار. جعفری دسته ای متوسط: 1 دلار.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 8:56  توسط الهه علی دوستی | 

در لاس وگاس آب نوشیدنی را بسیاری از مردم می خرند. البته آب شیر هم بهداشتی است ولی به نظر می رسد درصدی ناخالصی دارد چون طعم آن فرق می کند. هر از چند وقت یک بار بروشورهایی از شرکت آب به منازل می فرستند که نشان می دهد این آب بهداشتی و سالم است. می گویند چون اکثر آب مصرفی لاس وگاس صرف فضای سبز می شود آب را کامل تصفیه نمی کنند.  منبع اصلی آب شهر از رودخانه کلرادو که از کنار این شهر می گذرد تأمین می شود. این آب در پشت سد بزرگ و معروفی به نام هوور ذخیره می شود که یک نیروگاه برق هم از این سد استفاده می کند. برای آب نوشیدنی، دستگاه های تصفیه آب کنار بعضی از فرشگاه ها گذاشته اند. هر بطری یک گالنی (3.78 لیتری) بین 20 سنت تا 35 سنت است. در مغازه ها بین 80 سنت تا یک دلار به فروش می رسد. ما اوایل از مغازه آب می گرفتیم. بعد از جابجایی به خانه جدید مسافتمان تا مغازه دور شد ولی خوشبختانه یک دستگاه آب در گوشه ای درست پایین خانه گذاشته اند که البته روزهای اول چون در دید نبود متوجه آن نشده بودیم.

در اینجا بسیاری از خانه های اجاره ای پول آب را روی اجاره می گیرند. بعضی هم جدا حساب می کنند که گویا در این صورت گران تر می شود. برای ما ماهی 20 دلار ثابت روی کرایه پایه خانه حساب می کنند. هوای اینجا بسیار خشک است و برای همین تبخیر خیلی خیلی بالاست. آب از اهمیت بالایی برخوردار است. در تلویزیون بعضی اوقات برای استفاده بهینه از آب برنامه های آموزشی پخش می کنند. در همه جا برای آبیاری درختان و گیاهان از آبیاری قطره ای استفاده می کنند.

      

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:34  توسط الهه علی دوستی | 

2 روز اول ماه مبارک رمضان در اینجا بارندگی بود. یکی از خصوصیات لاس وگاس هوای متغیر آن است. یک روز هوا تا دمای 45 درجه سانتی گراد بالا می رود روز بعد خنک می شود. در تابستان چند باران شدید بارید. در زمستان زیاد باران نداریم اما گاهی در حد سیل می بارد. همچنین بعضی سال ها یکی دو روز به شدت برف می بارد. در تابستان گاهی صبح هوا کاملاً صاف است، بعد از ظهر کاملاً ابری می شود. از خصوصیات دیگر هوای اینجا تمیزی آن است. با اینکه اطراف این شهر بیابان است و گاهی طوفان های شدیدی می وزد اما گرد و خاکی نمی بینیم. اینجا آسمانی کاملاً آبی و ابرهایی کاملاً سفید دیده می شود.  

      

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 10:43  توسط الهه علی دوستی | 

حدود یک ماه پیش یکی از دوستانم که یک دختر هندی است را دیدم به من گفت که با شوهرش به ساختمان جدیدی رفته اند. آنها همسایه ما بودند و یک دفعه به قول خودش به خاطر رفتار نامناسب مدیر جدید ساختمان از اینجا رفتند. مدیر جدید ساختمان( همان خانمی که قبلاً گفتم) بعد از مدتی، ساکنان متوجه رفتار سرد و مشکوک او شدند. او هم زیاد سیگار می کشید و هم بی رغبت به کار در اینجا بود، سگی هم داشت. این دختر هندی می گفت: « شوهرم یک بار رفته بود پیشش برای پرداخت کرایه ماه. آن خانم شروع کرد به صحبت کردن که من بیمارم و تا چند وقت دیگر می میرم،  حالت گریه به خودش گرفت و  آمد دستش را به گردن شوهرم انداخت. شوهرم گفت که ناراحت نباش و مشکلی نیست. بعد از رفتن شوهرم، آن خانم به پلیس زنگ زد و گفت که این مرد با من بدرفتاری کرده است. پلیس آمد و ما هم به مدیر قبلی ساختمان (Larry  ) زنگ زدیم. او گفت که اینها آدمهای محترمی هستند و خوشبختانه برای ما مشکلی پیش نیامد. اما آن خانم را از این جا بیرون انداختند و ما هم تصمیم گرفتیم که از این ساختمان برویم.»   

این دوست هندی در مورد محیط ساختمان جدید و کرایه آنجا با من صحبت کرد و می گفت که آنجا حدود 110 دلار ارزان تر از اینجا است. اینجا ماهانه 535 دلار و خانه جدید 423 دلار است. ضمناً ماه اول همراه با هزینه ورود 200 دلار است. ما هم تصمیم گرفتیم نقل مکان (Move) کنیم. از این طرف وقتی که به مدیر ساختمان مراجمعه کردیم گفت که مقررات این است که تا 30 روز قبل باید خبر دهید و گرنه باید کرایه ماه بعد تا همان تاریخ (یک ماه بعد از تاریخ اعلام نقل مکان) را هم بدهید. در نتیجه تصمیم گرفتیم که یک ماه دیگر هم اینجا بمانیم. این روزها مشغول جمع کردن اثاثیه و اسباب کشی هستیم.

جابجا شدن در آمریکا یک سری کارها دارد. مثلاً اینکه وقتی آدرس منزل عوض می شود باید به تمام بانکهایی که حساب داریم اعلام کنیم و همه را بروز کنیم. به اداره برق زنگ بزنیم تا برق را به آدرس جدید وصل (منتقل) کنند. همینطور تلفن و تلویزیون و اینترنت را هم در آدرس قبلی قطع و به آدرس جدید وصل کنند. برای هر کدام از این شرکتها هزینه انتقال 15 و 22 دلار باید پرداخت کرد. در اینجا آدرس خیلی مهم است، لازم است که به صورت آنلاین یک فرمی که مربوط به دولت است را بروز کرد. به دانشگاه هم آدرس جدید را اعلام کرد و همینطور آدرس جدید را روی کارت شناسایی (State ID) چسپاند.

       

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 8:49  توسط الهه علی دوستی | 

دیروز روبروی ساختمان فدرال شهر لاس وگاس تجمعی با حضور ایرانیان در حمایت و همدردی با مردم معترض و خصوصاً مصیبت دیده کشورمان در ارتباط با مسایل نگران کننده انتخابات برگزار شد. در این تجمع تقریباً 50 نفر آمده بودند. عده زیادی از دانشجویان و جوانان حضور داشتند که طرفدار انقلاب و میرحسین موسوی بودند و با لباس های سبز و سیاه و یا مچ بند سبز این حمایت را نشان دادند. گروهی هم ضد انقلاب  و معتقد به تغییر حکومت حضور داشتند که اکثراً مسن بودند. بعضی از آنها لباس هایی به رنگ سفید با طرح پرچم ایران با آرم شاهنشاهی پوشیده بودند اما در اکثر مواقع ضمن در دست داشتن پلاکاردهایی همصدا با جمعیت شعارهایی مثل Freedom For Iran ، Down With Dictator سر می دادند. گزارشگرانی هم از شبکه های تلویزیونی لاس وگاس برای فیلمبرداری آمده بودند که مصاحبه هم می کردند. بعضی از آنها دلایل تجمع خود را همراهی با جنبش اصلاحات ایران و خصوصاً مسأله تخلف در انتخابات عنوان می کردند و برخی هم تغییر حکومت. بعضی از این صحنه ها ساعاتی بعد، از تلویزیون پخش شد. در میان تجمع کنندگان، پیرزنی بود که سعی می کرد با جوان ها صحبت کند و آنها را از میرحسین موسوی منصرف کند و به سمت تغییر حکومت بکشاند. او با من و طالب هم بحث می کرد. در عین حال که ایرانی بود فقط با زبان انگلیسی صحبت می کرد. می گفت اگر موسوی به قدرت برسد مثل بقیه عمل می کند و اوضاع بدتر می شود چون می خواهد انتقام بگیرد و مثل گذشته بچه های ما را می کشند. حکومت ایران دارد وقت ما را می کشد و ما نباید وقت را تلف کنیم و الآن وقت آن است که برای دموکراسی و آزادی حرکت کنیم. می گفت شما خیلی جوان هستید و نمی دانید، من مسن هستم، تجربه دارم و می دانم. طالب هم در جواب می گفت ما البته به آزادی و دموکراسی معتقد هستیم ولی اینها را فرآیندی قدم به قدم می دانیم الآن وقت آن است که کسی بهتر از احمدی نژاد در قدرت باشد که وضع بهتر شود. توجه کنیم که رهبر حرکت مردمی در ایران اکنون یک اصلاح طلب است به نام میرحسین موسوی.  در آخر با لحن تندی به من که روسری سبزی پوشیده بودم گفت که این روسری را در بیاور. طالب گفت این یک نشان دینی است و نه یک نشان سیاسی. جالب بود که هیچکس با او موافق نبود و حتی بعضی از دوستان طالب اصلاً او را تحویل نمی گرفتند. در حین تجمع بسیاری از راننده ها با دیدن جمعیت و شنیدن شعارها  دست تکان می دادند و یا به نشانه طرفداری بوق می زدند.

    

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:50  توسط الهه علی دوستی | 

در ماه گذشته، مدیر سابق ساختمان ما که پیرمردی 73 ساله بود از این شهر به زادگاهش که شهر کوچکی در مرکز آمریکا است، برگشت. همه او را با نام کوچک Larry صدا می زدند که اصالتاً آلمانی ولی در آمریکا به دنیا آمده و بزرگ شده است. در این محل همه برای او احترام خاصی قایل بودند. او با همه مهربان بود و هر کاری که از دستش ساخته بود برای ساکنان انجام می داد. مثلا وقتی مستأجری می رفت و وسایلی از خودش باقی می گذاشت او آن وسایل از قبیل مایکرویو، جارو برقی و حتی تلویزیون را به باقی ساکنان مخصوصاً آنهایی که تازه می آمدند می داد. همچنین هر کس وسیله ای لازم داشت به او می گفت و او از ساختمانهای اطراف آن را پیدا می کرد و رایگان در اختیار می گذاشت. او همیشه با ایرانی ها رفتاری منحصر به فرد داشت و می گفت که هر ایرانی را که دیده زرنگ، باهوش و با فرهنگ یافته است و همیشه سعی کرده است که بهترین دوست هایش را از میان ایرانیها انتخاب کند و حتی از یکی از ایرانی های اینجا آدرس چند ایرانی را در محل جدیدش برای آشنایی با آنها گرفته است. او در مورد ایرانی ها باور نمی کرد که با داشتن تمدنی چند هزار ساله، از 70 سال پیش دانشگاه تأسیس کرده باشند.

        

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 3:45  توسط الهه علی دوستی | 
این عکس ها را از داخل دانشگاه گرفته ام.

       


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 3:54  توسط الهه علی دوستی | 

چند وقت پیش با یکی از دوستانم رفته بودم یکی از بانکهای آمریکایی به نام Bank of America . وقتی داخل بانک شدیم تفاوت آشکاری با بانکهای ایرانی داشت. اول اینکه دکوراسیون آن خیلی جالب بود. یک طرف بانک را اختصاص داده بودند به پرداخت پول و ... که مثل بانکهای خودمان بود. باید صف می ایستادند البته خیلی خلوت بود و کار هر کسی را زود راه می انداختند. یک طرف دیگر هم اختصاص داده بودند برای کسانی که می خواستند حساب باز کنند و یا کارت اعتباری بگیرند و یا سؤالات مختلف داشتند، که در این طرف 3 تا میز بود و مشتری مستقیم پیش کارمند مربوطه می رفت. این سمت هم خلوت بود و دقت کردم که کار افراد را با دقت و با خوشرویی و احترام انجام می دادند. یک نفر هم ایستاده بود که دفتری در دست داشت و از هر کسی که وارد می شد می پرسید کدام قسمت کار دارد و بعد راهنمایی می کرد. اگر جلوی مشتری چند نفر بودند اسم مشتری را یادداشت می کرد و می گفت بنشینید تا صدا کنند. موقع رفتن هم از او می پرسید که آیا کارتان با رضایت خاطر انجام شده و مشکلی نیست. نکته دیگری که متوجه شدم این بود که برای مردم اینجا زمان اهمیت دارد طوریکه وقت کسی در بانک آنقدر تلف نمی شود که در بانکهای خودمان می شود. البته بسیاری از کارهای بانکی توسط خود مشتری از طریق اینترنت انجام می شود که نیازی به مراجعه حضوری ندارد.

       

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:29  توسط الهه علی دوستی | 

دانشجویان مسلمان دانشگاه UNLV انجمنی به نام انجمن دانشجویان مسلمان (Muslim Student Association) تشکیل داده اند. این انجمن به کوشش یک دانشجوی مسلمان بنگلادشی تشکیل شده است. هدف این انجمن این است که تا جاییکه بتواند تصورات اشتباهی که راجع به اسلام وجود دارد را برطرف کند و معتقد است که مذهب فقط اعتقاد نیست بلکه رفتار هم است و مسلمان بودن فقط نماز خواندن و روزه گرفتن نیست بلکه انجام دادن کارهای درست در دنیا و احترام به دوستان و همسایگان هم است. این دانشجو در صحبتی از این جمله اوباما یاد می کند که مردم روی آنچه که می سازی قضاوت می کنند و نه آنچه که خراب می کنی.  این انجمن هر هفته فعالیت های متعددی نظیر برگزاری کلاس های آموزشی قرآن و نماز جمعه در دانشگاه دارد که در آن در مورد رفتارهای اجتماعی و معنوی صحبت می کنند. گویا قبلاً نماز جمعه در یکی از مدارس لاس وگاس که به عنوان مسجد از آن استفاده می کرده اند، بوده ولی الآن دانشجویان، آن را داخل این دانشگاه در ساختمان Student Union  برگزار می کنند.

      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 8:11  توسط الهه علی دوستی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
الهه علی دوستی، همسر دانشجویی ایرانی در آمریکا (لاس وگاس) هستم. دوست دارم آنچه در این کشور برایم جالب است در این صفحه بنویسم. البته خودم می خواهم به امید خدا زبان بخوانم تا بتوانم پذیرش بگیرم و ادامه تحصیل بدهم. لیسانسم را در زمین شناسی از دانشگاه شهید بهشتی گرفتم و امیدوارم بتوانم در این کار موفق شوم. با این حال برای آنکه ارتباط با کشورم را از دست ندهم از طریق این وبلاگ خاطراتم را به دید شما هموطنان عزیز می گذارم. دیده را برای اسم وبلاگ انتخاب کردم چون فقط آنچه می بینم می نویسم.

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
پیوندها
طالب مؤذنی
نغمه زارعی
وندا وحیدی
فاطمه گلبینی
هنگدان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM